

تو شاخه ي ياسي
من حسرت چيدن ...
سهم تو تمامي من ، همه ي دار و ندارم
سهم من از تو همين بس، كه به ياد تو ببارم ...
سلام همراهان گرامي !
در ابتدا مثل هميشه، سپاسگذار همراهي و ياريتان هستم ... خيلي خوشحال شدم كه اين بار نظراتون به سمت خود طرح منعطف شد و به قسمت مهمي از طرح كه همان « سازگار بودن با روح ببينده» است توجه كرديد .
بله من هم قبول دارم ، طرح « چشمهايش » شلوغ بود و نتونست هارموني لازم رو ايجاد كنه ، البته اين حرف ملاك اين نيست كه طرحهاي تو در تو گاها شلوغ ، زيبا و مناسب نيستند بلكه من نتونستم زيبايي لازم را به وجود بيارم.
البته خالي از لطف نيست اگه بگم چرا اون عكس رو طراحي كردم و ماجراي اون دايره گوشه تصوير چيه ...
راستش اون دفعه رنگها ذهنمو به خودش خيلي مشغول كرده بود و دوست داشتم تو طرحم از رنگها و تركيب اونها بيشتر استفاده كنم ، اين طور شد كه عكس دختر وسط تصوير نظرم رو به خودش جلب كرد بعلاوه معصوميتي كه من براي طرحم نياز داشتم تو نگاهش مشخص بود .
اما اون دايره ؛ اگه به مسير نگاهتون هنگام تماشاي اون تصوير دقت كنيد از گوشه ي سمت راست شروع مي شه ، وسط تصوير دوري ميزنه و بعد به گوشه ي سمت چپ پايين ميرسه و سپس از سمت راست دوباره بالا ميره و به جاي اولش برميگرده ؛ اون دايره بخاطر مسير حركت چشم و همين طور شكل خود چشم بود. (حداقل براي خودم اين طور به نظر ميرسه.)
راستي اين بار ميخوام از بين نظرات چند قسمت زيبا رو انتخاب كنم؛ البته تمام جملات نظرها زيبا و عالي بود ... دستتون درد نكنه .
راستي ، زمينه ي عكس اين هفته هم فقط بخاطر جوجه آبي عزيز آبي كردم و بعلاوه طبق نظرات شما دوستان ، اين بار سعي كردم طرحي ساده و زيبا طراحي كنم ... باشد كه مورد پسند عاليجنابان باشد.
نظرات برگزيده ، برگزيده نظرات :
1- سيمرغ : ما و ماه
ماه در اوج آسمان ميرود
و ما در گوشه اي از شب هم چنان به گفتگوي دست ها گوش فرا داده ايم
وساکتيم
و در چشم هاي هم يکديگر را مي خوانيم
ودر چشم هاي هم يکديگر را مي بخشيم
و من همه دنيا را در چشمهاي او مي بينم و او همه دنيا را در چشم هاي من مي بيند
و ما در چشم هاي هم ساکتيم
و در چشم هاي هم مي شنويم
ودر چشمهاي هم يکديگر را مي شناسيم, يکديگر را مي بينيم
و چشم در چشم هم و گوش به زمزمه لطيف و مهربان دست ها خاموشيم
و ماه در اوج آسمان ميرود
دکتر علي شريعتي
" يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخورد نگاهي نکنم که دل کسي بلرزد چيزي ننويسم که آزار دهد کسي را يادم باشد روز و روز گار خوش است و همه چيز بر وفق مراد است وتنها دل ما دل نيست" سهراب
2- مسعود : چشمها را بايد شست / جور ديگر بايد ديد
3- جوجه آبي : آره وقتي چشما سادن اونوقته که آرووم ميشه بهشون نگاه کرد نگاه کرد و نگاه کرد و رفت به دنياشون به دنيايي که بي انتهاس .
هميشه يکي از آرزوهام اين بود که يه روز جاي آدمايي باشم که هيچ وقت نتونستن اين لذتو لذته ديدنو بچشن ولي افسوس که ماها هممون کوريم نميبينيم در اصل اونان که ميبينن و حس ميکنن و ماها درک نميکنيم هر وفت اونارو ميبينيم تو دلمون و يا به زبون اظهار هم دردي ميکنيم ولي قافل از اينکه در اشتباهيم ........
اي کاش اگه چشمهامون قشنگه دلامونم قشنگ باشه چون چشم ارث آدماست و دل ماله خودشونه! ( آبي)!!
4- مهرداد : به نظرم سادگي که دوستان در نظرات گفتن. تو چشماي ساده ي وسط عکس ديده ميشه
5- سحر : راجع به دايره ي پايين کار هم بايد بگم درسته که پايين قرار گرفته اما تصوير درونش به خوبي بيانگر اوج هست. البته شايد چون نقطه توجه کار نيست کمتر ديده بشه اما وقتي درونش رو توجه کنيم ميشه ديد که از همه ي قسمتهاي طرح گويا تر هست.
در انتها اميدوارم در كارها و زندگيتان پيروز و سربلند باشيد .
دوستان گرامي سلام
يادش بخير اون زمونا شب يلدا ... شب يلدا براي من رنگ نارنجي كدو تنبل رو داره ، آخه اون زمونا همه شب يلدا خونه ي داييم جمع ميشديم و زن دايي كه دست پختش حرف نداشت براي همه انواع غذاها و آجيل و شيريني و كدو تنبل آماده ميكرد. آي ميخورديم آي ميخورديم ... جاتون خالي!
بگذريم ...
احتمالا باز هم كمي اذيت كنه بعلاوه آخر ترم هم داره نزديك ميشه و براي تنوع هم كه شده بايد يكم درس خوند.
تا بعد
يا حق!