

مثل هميشه ... دوستان سلام
خيلي وقت ميشه كه اينجا چيزي ننوشتم، البته اين مدت يكي از شلوغ ترين دوران زندگيم بود كه با شروع تابستون احتمالا تموم ميشه.الان هم اگر بپرسيد مشغول درس و كتاب و امتحان كلي چيزاي مثبت گونه هستم!!
تو اين چند وقت فقط ميتونستم بيام و طرحا رو آپلود كنم ، فرصت چنداني نشد تا با هم گپي بزنيم ولي شما مرام بذاريد و هر وقت اين طوري شد حرفاتون رو برام بنويسد مثل اون زمونا كه جمعممون جمع بود با علاقه ميخونمشون!
راستي تو اين مدت دوست خوبم «مهدي كمالي» به جمع مون اضافه شده كه اگه به قسمت نظرات برين ميبيندش ، آدرس وبلاگش(بدون عنوان) هم اين كنار گذاشتم. قرار شده بود براي طرح اين دفعه يه شعر برام بفرسته كه متاسفانه هنوز ممكن نشده، البته هنوز آقا سعيد پيشتازه
!در ضمن اگه از بازديد كننده هاي ثابت اين وبلاگ هستيد تو خبرنامه عضو بشيد تا اگه ديدم همتون مايليد برنامه هاي جالبي رو اجرا كنم ،مثلا شايد بتونم براتون عكسهاي تدوين نشده
ي طرحام و بعضي عكسهاي جالب رو بفرستم ؛ تازه اينطوري خودم هم ميتونم يه برنامه ريزي درست داشته باشم.درمورد دوطرح قبلي حرف زيادي ندارم ، ميتونم بگم يك جور تصوير پردازي انتزاعي بود. مخصوصا طرح «من، بگوئرا ، سهراب» . تو اون طرح سعي كردم اجزا هر چه بيشتر با هم جور بشن و فضاي شعر سهراب رو براتون تداعي كنن، از دوستان كسي در مورد تناسب شعر و عكسها چيزي نگفت ؟
!نمي دونم طرح
«I am a plane» تا چه حد با نوع شادي كردن شما متناسبه ، ولي من اگر خوشحال باشم يه جورايي احساس ميكنم دارم بال در ميارم.تلفيق نور سفيد (در پس زمينه سياه عكس پشتي) با دستاي باز شده زن برام زيبا بود ، بعد از اين طرح به اين نتيجه رسيدم كه احساس تنها احساس و نه چيز ديگه! شايد براي به حرف كشيدن اين جمله خيلي بايد توضيح بدم كه خب حسش نيست! فقط اميدورارم تجربش كنيد.طرح ايندفعه هم يكي از فوتو-خطامه ، باشد كه خوشتان آيد.
راستي تا حالا شده در مورد يه احساس زيادي خيال پردازي كنيد اما وقتي تجربش كرديد ببينيد كه ...؟!!!
تا بعد
يا حق...

شبانه
-14-مرا
«بامداد»