
يه لحظه كات ....
براي يه لحظه هم كه شده بيا و به زندگيت بگو كات ووو با من بيا ....
دوست دارم به ذهنت، حتي شده براي چند خط اجازه پرواز بدي
خيلي ساده است، دارم به تصوير نگاه ميكنم و اول گرماشو حس ميكنم و بعد ياد روزهايي كه نداشتم ميافتم؛ مسخره تر از اين هم مگه ميشه؟ آره ، حتي ميخوام اونقدر مسخره شه كه بگم من يكي از اون سه تام ... شايد كليشه بگه بايد اوني باشم كه داره گيتار ميزنه ، اما من جاي اون نيستم ، شايد زندگي دوباره اي رو از اوني كه رو زانو نشسته شروع كنم ، شايد زندگي من ، جاي اون باشه.
حالا ، حاضري ؟ پس بقيه اش رو تو بگو ؛
يكّي بود ، يكّي نبود ...
پی نوشت: دوستان تذکر دادن که اون گیتار نیستووو ویلونه! که خب البته حق دارن!

****
در بازی تو
بچه می شوم
جرزنی نکن
کلک نزن
قهر نکن
بزرگ نشو
دروغ نگو
نرو
اسباب بازيهايم مال تو
دختر بد !
****